تبلیغات
من بی تو...تو بی من...واسه همیشه خدانگهدار

من بی تو...تو بی من...واسه همیشه خدانگهدار

سلام عزیز دلم دلم خیلی برات تنگ شده من نمیدونم چرا تو منو باورم نداشتی ای کاش بهم می گفتی بمیر

تا می دیدی چه جوری برات می مردم جونمو فدات می کردم اما اعتمادتو رو جلب می کردم چه روزایی داشتم

با تو چه قدر قشنگ بود وقتی با تو بودم فکر می کردم خوابم یه خواب قشنگ ای کاش هیچ وقت بیدار نمی شدم

و واسه همیشه می خوابیدم می دونم تو هم محاله بتونی این روزا رو فراموش کنی باشه تو بهم گفتی دوست

ندارم اما یادت باشه دلمو با این حرفت شکوندی من که همه کار برات کردم؟ نمیدونم دلیل این کارت چی بود

تو که از من جدا نمی شدی چی شد یهو این طوری شدی تو رفتی اما من به دستت میارم من هیچ وقت

خسته نمی شم نا امید نمی شم فقط روزی نا امید میشم که بدونم داری ازدواج می کنی می خوام مال

خودم باشی می فهمی فقط مال خودم اگه شده از بابات مامانت داداشات کتک بخورم برام مهم نیست

من هیچ کس رو دوست نداشتم تو منو دیوونه کردی حالا هم باید فقط مال خودم باشی من اخلاقتو خوب

میدونم تو این مدت خوب شناختمت می دونم که میخوای منو امتحان کنی منم خودمو بهت نشون میدم

دلم گشته دیوانه....عاشق و مجنون من فقط تو رو می خواممممممممممممممممم اگه بد اخلاق ترین

دختر دنیا هم باشی من می خوامت اگه با تو بدبخت بشم باز می خوامت می دونی اینقدر برات مینویسم

تا اون روزی که دوباره به دستت اوردم ادرس این وبلاگ رو بهت می دم اصلا نه اون روز که منو تو برای همیشه

پیش هم هستیم خودم میشونمت پای کامپیوتر همه ی نوشته هامو برات می خونم... می خونم تا بدونی

زندگی بدون تو واسه من عذابه تو فرشته ی دنیای منی ... اصلا دیگه میخوام صدات کنم فرشته ی کوچیک

قلب من اره تو همیشه مال خودمی ارزوی خودمی دنیای خودمی اگه روزی ببینم رفتی با یکی دیگه خودمو

می کشم پول بخوای هر طور شده فراهمش می کنم خونه بخوای بهترینشو می گیرم برات تو فقط بگرد

پیشم جونمم بخوای میدم بهت بابا دیگه چی می خوای از این بیشتر؟اخه کی رو دیدی اینقدر کسی و دوست

داشته باشه؟ برگرد اصلا میام با بابات صحبت می کنم من مطمئنم تو می خوای منو امتحان کنی ببینی چه قدر

برام مهمی می دونم برای تو هم دوری از من سخته پس به دستت میارم حالا ببین


نوشته شده در یکشنبه 2 اسفند 1388 ساعت 01:11 ب.ظ توسط sokot ashk |

رفتی اما تو بدون
یکی همیشه به یادته
یکی تموم زندگیش
دیدن روی ماهته
رفتی اما تو بدون
یکی میمیره برات
یکی گلای باغچه رو
از شاخه می چینه برات
اونی که یادته منم
عاشق با تو بودنم
با اینکه تو رفتی ولی
من از تو دل نمی کنم
از ته دل داد می زنم
عاشق و دیوونت منم
دوست دارم حتی اگه
دیگه نیای به دیدنم
من هنوز مثل یه بچه ی بی عقلم
اره حقته بزاری و بری
بدون یکی هست که فقط واسه تو دعا کنه
وقتی که تنهاش می ذاری
همش خدا خدا کنه
بدون یکی هست که شبا
ستاره ها رو میشماره
با اینکه تو دوسش نداری
دل ازت نمی بره



نوشته شده در شنبه 1 اسفند 1388 ساعت 09:10 ب.ظ توسط sokot ashk |

من با دوستی با برگ نیلوفر گرفتم

از این کویر تلخ غربت پر گرفتم

با عطر لیموهای باران خورده ی مست

مانند مجنون عشق را از سر گرفتم

من حرف های ابیت را دوست دارم

من با نگاهت مستی از ساغر گرفتم

روحت شبیه اسمان بود

در چشمانت رنگی از شبدر گرفتم

رفتم کنار چشمه ی پاک احساست

انجا سراغ از پونه های تر گرفتم

هر لحظه بودن با تو پرواز دلم بود

من با تمام لحظه هایت پر گرفتم

Click to view full size image


نوشته شده در شنبه 1 اسفند 1388 ساعت 09:02 ب.ظ توسط sokot ashk |

مرگ ان نیست که در قبر سیاه دفن شوم ... مرگ ان است که از خاطر تو با همه ی خاطره ها محو شوم

 


نوشته شده در شنبه 1 اسفند 1388 ساعت 02:54 ب.ظ توسط sokot ashk |

به سلام ها دل نمی بندم ... از خداحافظی ها غمگین نمی شوم...دیگر عادت کرده ام به تکرار یکنواخت دوری و دوستی خورشید و ماه

امروز واسه همیشه دیگه رفتم هم تو رفتی هم من ... تو شدی بی من و من شدم بی تو

من که بهت می گفتم دوست دارم اما اخرشم بهم گفتی که فکر می کنی من دوست ندارم

باشه اما همیشه این تو بودی که از جریان فرار می کردی نه من ... من بودم که همیشه

به خاطر تو خیلی حرفارو تحمل کردم بهم گفتن خائن.نامرد من هیچی نگفتم چون نخواستم

تو ناراحت شی اما تو همیشه سر سری ازش می گذشتی اره دیگه دوست ندارم اخه این

چه دوست داشتنی بود؟می گفتی دوست دارم اما ... دیگه دوست ندارم اینقدر این کلمه

رو با خودم تکرار می کنم تا یه روز بتونم دوست نداشته باشم...اخه من که کسی رو دوست

نداشتم می گفتم دل من قفله کلیدش هم دست خودمه تو چه جوری کلیدشو ازم گرفتی

نمیدونم دیگه نمیدونم چی بگم چی بنویسم ... این جریان هم تموم شد و بالاخره فراموش

می کنم تازه فهمیدم معنی جدایی یعنی چی

کنم هرشب دعایی که زدلم بیرون رود مهرت.....ولی....اهسته گویم الهی بی اثر باشد

هیچ جا و هیچ کسی و نداشتم که براش درد دل کنم بهترین جا رو این وبلاگ دیدم و از

اینم مطمئنم هی وقت پیداش نمی کنی پس با خیال راحت مینویسم

 


نوشته شده در شنبه 1 اسفند 1388 ساعت 02:33 ب.ظ توسط sokot ashk |



Design By : P I C H A K . N E T